شهادت حضرت زهرا(س)
یا زهرا (س)
حسین هم امشب ناله دارد... .. .
فرا رسيدن سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها) را به محضر امام عصر(عج) و عموم مسلمانان جهان تسليت می گويم و از خداوند متعال، توفيق پيمودن راه آن بزرگوار را مسئلت می نمايم.

يا علی رفتم بقيع اما چه سود هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود
يا علی قبر پرستويت کجاست آن گل صدبرگ خوشبويت کجاست
هر چه باشد من نمک پرورده ام دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
بالاترين مرتبه کمال انسانيت، مقام عصمت است که رضا و غضب انسان در همه امور، بر مدار رضا و غضب خدا باشد. اگر عصمت کبري به آن است که انسان کامل به جائي برسد که در همه امور، به رضاي خدا راضي شود و به غضب خدا، غضب کند؛ فاطمه زهرا کسي است که خداوند متعال به رضاي او راضي مي شود و به غضب او، غضب مي کند و اين مقامي است که منشأ حيرت انسانهاي کامل است... .. .
- اوست که همسر و مادر دوازده رئيس از اولاد اسماعيل است که خداوند در سِفر تکوين تورات، به حضرت ابراهيم خبر داد.
- او در سوره "دخان"، تـأويـل "شب مبارکه" اي اسـت که در آن "هر امر استواری فيصله می يابد".
- او در زمانه، يگانه زني است که خداوند متعال، دعاي او را در روز مباهله، هم طراز دعاي پيامبر اکرم و اميرالمؤمنين قرار داده است.
- اوست که در شب معراج رسول خدا ديد که بر در بهشت نوشته شده است : "فاطمة خيرة الله"
- در شخصيت او همين بس که اول شخص وارد شونده بر بساط قرب الهي، اوست؛ چرا که رسول خدا فرمود: "فاطمه نخستين کسی است که به بهشت وارد می شود."
- او يگانه گوهري است که خداوند به بعثت پيغمبر خاتم بر مؤمنين منت نهاد (سوره آل عمران آيه 64) و به وجود آن گوهر، بر آن سرور منت نهاد و فرمود: "ما به تو کوثر داديم، پس بر پروردگارت درود فرست و قرباني کن."
پس از رحلت رسول خدا، چه شد که چنين کسي با دلي پر درد، گفت: "بر من مصيبت هایی فرود آمد که هرگاه بر روزهای روشن فرود می آمد، چونان شب، تيره و تار می شدند"، و هنگامي که به خاک سپرده شد، از بدن رنجور او، شبحي باقي مانده بود. "مانند شبحي گشته بود" و اميرالمؤمنين در اين مصيبت، آنچنان از پاي درآمد که به رسول خدا گفت: "اما اندوه من (در فقدان فاطمه) هميشگی است و از اين پس هر شب من، تا به سحر به بيداری خواهد گذشت."
حضرت فاطمه زهرا(سلام الله عليها):
"خداوند امر به معروف را برای اصلاح مردم قرار داد."

ای كاش در سوخته مسمار نداشت... .. .
سید
بن طاووس در الاقبال، زیارت ویژه ای برای حضرت فاطمه زهرا(سلام الله
علیها) نقل كرد و سپس گفت: روایت گردیده است كه هر كسی آن حضرت را با این
زیارت نامه، زیارت كند و در پیشگاه پروردگار متعال استغفار نماید، خداوند
سبحان گناهانش را آمرزیده و او را وارد بهشت برین خواهد كرد.
در آغاز زیارتش آمده است: اَلسّلام علیك یا سیدة نساءِ العالمین، السّلام علیك یا والدة الحجج علی النّاس اجمعین …
درباره
محل تدفین حضرت زهرا(سلام الله علیها) اتفاقی بین مورخان و سیره نگاران
نیست. زیرا برخی معتقدند كه بدن شریفش در قبرستان بقیع، برخی می گویند در
خانه خود آن حضرت و عده ای نیز گفته اند كه میان قبر رسول خدا(صلی الله
علیه و آله و سلم) و منبر آن حضرت، واقع در مسجد النّبی(صلی الله علیه و
آله و سلم) دفن گردیده است و به همین منظور، پیش از این واقعه، رسول
خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) در روایتی فرمود: بین قبر و منبر من باغی
است از باغ های بهشت.
به
هر روی، بنا به وصیت حضرت زهرا(سلام الله علیها)، حضرت علی(علیه السلام)
شبانه بدن مطهرش را غسل و كفن نمود و شخصاً به همراه معدودی از نزدیكان و
صحابه كبار بر او نماز گزارد و به دور از چشم سایرین، بدنش را در مكانی
مقدس دفن كرد.
دیدم که ازپس در پهلوی من شکسته است
فریاد من درآنجا علی علی علی بود
بر روی سینۀ من با میخ در نوشتند
این جرم گفتن علی علی علی بود
من هم زخون سینه بر روی در نوشتم
تنها گناه زهرا علی علی علی بود... .. .

زآن روزی که سیلی خورد زهرا
سیه شد روزگار اهل معنا
شنیدم زعارفی که می فرمود
حکم فرج را کند زهرای سیلی خورده امضا... .. .
در اینجا مناسب است كه علت شهادت و نحوه تدفین آن حضرت را از زبان حفید ارجمندش، حضرت جعفر بن محمد(علیهما السلام) بیان كنیم:
طبری
در "دلایل الاِمامة" از ابوبصیر روایت كرد، كه امام جعفر صادق(علیه
السلام) فرمود: فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در سوم جمادی الآخر، سال 11
هجری قمری بدرود حیات گفت و سبب وفاتش این بود كه قنفذ، غلام عمر
بن خطاب به دستور وی، با نیام شمشیرش ضرباتی به آن حضرت وارد ساخت و بر اثر
آن، محسن او سِقط و وی به بیماری شدیدی مبتلا شد و ایامی كه در بستر
بیماری بود، اجازده نمی داد آنانی كه وی را مورد اذیت و آزار قرار دادند،
از او عیادت كنند.
ولی
آن دو مرد از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) (یعنی ابوبكر و عمر
بن خطاب) از امیرمؤمنان(علیه السلام) درخواست كردند كه از آنان در نزد
فاطمه(سلام الله علیها) شفاعت كند، تا آنان بتوانند از وی عیادتی به عمل
آورند. حضرت علی(علیه السلام) درخواست آنان را پذیرفت و از فاطمه زهرا(سلام
الله علیها) تقاضا كرد كه آنان را به نزد خویش بپذیرد. چون كه وارد بر آن
حضرت شدند از او پرسیدند: ای دختر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم)
چطور هستی؟ فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: با ستایش پروردگار، به خیر هستم.
سپس آن حضرت به آن دو فرمود: آیا از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
نشنیده بودید كه فرمود: فاطمة بضعة منّی، فمن آذاها فقد آذانی، و من آذانی
فقد آذی الله؟
آن دو گفتند: چرا، شنیدیم كه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) چنین فرمود.
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: سوگند به خدا، شما دو تا، مرا اذیت و آزار كردید.
امام
صادق(علیه السلام) فرمود: آن دو از نزد حضرت زهرا(سلام الله علیها) بیرون
رفتند، در حالی كه آن حضرت، از آنان در ناراحتی و ناخرسندی بود.
ابوعلی،
محمد بن همام بغدادی روایت كرد: هنگامی كه حضرت زهرا(سلام الله علیها) به
شهادت رسید، امیرمؤمنان(علیه السلام) وی را غسل داد و كسی در نزد وی حاضر
نبود مگر فرزندانش حسن، حسین، زینب و امّ كلثوم و هم چنین اسماء بنت عمیس و
كنیزشان فضه.
پيغمبری كه عمری غمخوار امتش بود
روی كبود زهرا(س) اجر نبوتش بود..؟

سردار بدر و خیبر، دیگر ز پا فتاده
دستی به دوش سلمان، دستی به سر نهاده
مهدی بیا کمک کن، جد مطهرت را
بیرون ببر زخانه، تابوت مادرت را
آن
گاه بدن مطهرش را در تاریكی شب، به همراه حسن و حسین به سوی بقیع حمل كرد و
بر وی نماز گزارد و كسی به آن آگاه نبود و كسی بر وی نماز نگذارد. آن گاه
وی را در روضه شریفه (میان منبر و قبر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) )
دفن نمود و محل آن را صاف و نامشخص كرد و بامداد همان شب به قبرستان بقیع
رفت و چهل مكان را به صورت قبر جدید درآورد. مردم چون از دفنش باخبر شدند،
به قبرستان بقیع رفته و در آن جا با چهل قبر جدید رو به رو شدند و ندانستند
كدام یك قبر شریف فاطمه(سلام الله علیها) است. بدین جهت ناله و شیون كرده و
یك دیگر را (در قصور و تقصیرشان در نگهداری حرمت دختر رسول خدا(صلی الله
علیه و آله و سلم) ) ملامت و سرزنش كردند و می گفتند: وای بر ما! پیامبرمان
فرزندی پس از خود به جای نگذاشت، جز یك دخترش. كه آن هم غریبانه وفات كرد و
شبانه دفن شد و كسی از ما نه در وفاتش، نه در نمازش و نه در دفنش حاضر
نبودیم و هم اینك قبر وی نیز بر ما نامعلوم است.
دست
اندركاران أمر (ابوبكر و عمر) از این ماجرا با خبر شده و به زنان سوگوار
گفتند: آیا كسی در میان شما هست كه این قبرها را نبش كرده تا بدن
فاطمه(سلام الله علیها) را بیابد و ما بر او نماز گزاریم و سپس او را دفن و
محل دفنش را مشخص كنیم؟
حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود،
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود،
ای كه ره بستی میان كوچه ها بر فاطمه،
گردنت را می شكست آنجا اگر عباس بود.

برد در شب تا نبیند بی نقاب
ماه نورانی تر از خود، آفتاب
برد در شب پیکری همرنگ شب
بعد از آن شب، نام شب، شد ننگ شب
این
خبر به اطلاع امیرمؤمنان(علیه السلام) رسید. آن حضرت در حالی كه خشمگین
شده بود، به طوری كه دو چشمش را سرخی فراگرفته و رگ های گردنش برآمده بود و
قبای زردی را كه معمولا در ایام درگیری و ناراحتی به تن می پوشید، در بر
كرد و شمشیر ذوالفقار خود را به دست گرفت و به سوی بقیع ره سپار گردید.
همین كه به مردم حاضر در بقیع رسید فرمود: به خدا سوگند، اگر كسی یك سنگ از
این قبرها را بردارد، با این شمشیر بر سرش و كسی كه به وی دستور داده است
می كوبم. در همین هنگام عمر بن خطاب و همراهان او با امیرمؤمنان(علیه
السلام) رو به رو شدند. عمر به وی گفت: چه شد تو را ای ابوالحسن! به خدا
سوگند ما قبر فاطمه را نبش كرده و بدنش را بیرون می آوریم و بر وی نماز می
گزاریم.
امیرمؤمنان(علیه
السلام) با دستان خویش پیراهنش را گرفت و وی را چرخاند و بر زمین كوبید و
به وی فرمود: ای سیه چرده زاده! از حق خودم (یعنی خلافت اسلامی) به خاطر
این كه با اختلاف ما مردم از دین مرتد نشوند، درگذشتم. اما هیچگاه نسبت به
قبر فاطمه(سلام الله علیها) در نخواهم گذشت، سوگند به كسی كه جانم در دست
او است، اگر تو و ملازمانت چیزی از این قبرها را جا به جا كنید، زمین را از
خونتان سیراب خواهم كرد! اگر می خواهی، آزمایش كن، ای عمر!
در
این هنگام ابوبكر (خلیفه وقت) از راه رسید و عاجزانه به امیرمؤمنان(علیه
السلام) عرض كرد: ای ابوالحسن! تو را به حق رسول خدا(صلی الله علیه و آله و
سلم) و به حق آن كسی كه در بالای عرش است سوگند می دهم كه او را رها كنی و
مطمئن باش هیچ یك از ما، كاری كه تو را برنجاند انجام نخواهیم داد.
آن
گاه امیرمؤمنان(علیه السلام) دست از عمر برداشت و او را رها كرد و مردم
نیز پراكنده شدند و از آن زمان به بعد، هیچ كس جرئت نكرد قبرهایی را كه
علی(علیه السلام) درست كرده بود، نبش كند و به جستجوی بدن شریف فاطمه(سلام
الله علیها) بپردازد.
امیرمؤمنان(علیه
السلام) بدین سان قبر شریف همسر مظلومش فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را از
نبش قبر رهانید و به وصیت خود فاطمه زهرا(سلام الله علیها) كه فرموده بود،
كسی در غسل، كفن و نماز و دفنش حاضر نشود، عمل نمود. تا اعتراضی باشد برای
همیشه بر آنانی كه حقشان را غصب و حرمتشان را شكسته و آنان را مظلومانه به
شهادت رسانیدند... .. .
فاطميه قصه گوی رنجهاست فاطميه تفسير سوز مرتضی ست
فاطميه شعر داغ لاله است قصۀ زهرای هجده ساله ست

یا علی رفتم بقیع اما چه سود
هرچه گشتم فاطمه(س) آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست؟
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه(س) بی حاصل است
فاطمه(س) حلال صدها مشکل است.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: علت وفات فاطمه(سلام الله علیها) همان ضربه هایی بود که قنفذ، غلام عمر، به او زد و آن ضربه با غلاف شمشیر و به امر عمر بود.
و
در روایتی دیگر چنین آمده: علت وفات فاطمه(سلام الله علیها) آن بود که
وقتی عمر با سیصد نفر بر خانه او هجوم برد، فاطمه(سلام الله علیها) پشت در
بود. عمر با پای خود ضربه ای به در نیمسوخته زد و فاطمه(سلام الله علیها)
افتاد. سپس محسن(علیه السلام)، جنینی که در شکم داشت، سقط شد... .. .
می خواست رخش پیش عدو زرد نباشد
ای کاش یکی بود در آن کوچه و می گفت
آن کس که به زن حمله کند، مرد نباشد... .. .

دکتر علی شریعتی:
خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علی است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم كه فاطمه نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
«فاطمه، فاطمه است»