مقاله 30 حجاب(به وضعیت حجاب و عفاف در جامعه امروزایران نمره قبولی می دهم)
رییس شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان
با سپاس از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، بفرمایید به عنوان رییس شورای فرهنگی اجتماعی زنان و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و با توجه به سوابق تان در امور زنان، وضعیت حجاب و عفاف را در کشورمان چگونه ارزیابی می کنید. آیا با توجه به شرایط کنونی و مباحثی که در این زمینه مطرح است، وضعیت حجاب به چالشی اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است؟
من هم تشکر می کنم از این که زحمت کشیدید و فرصتی در اختیار من گذاشتید تا درباره موضوع مهمی، چون حجاب وعفاف با هم گفت وگویی داشته باشیم. ان شاءالله گفت وگوهای شما با دیگر دوستان و برنامه ای که پیش رو دارید، برای جامعه سودمند باشد.
من جزو افرادی هستم که وقتی می خواهم وضعیت جامعه مان را در عرصه های گوناگون ارزیابی کنم با نگاهی مثبت به جامعه می نگرم. شاید نگاه مثبت من به این دلیل باشد که با تجربه های سال های پیش از پیروزی انقلاب و پس از آن آشنا هستم و با بخش های گوناگون فرهنگی ارتباط مستقیم دارم و می دانم برای رسیدن به نظام جمهوری اسلامی در ایران چقدر سختی کشیدیم و چقدر سعی کردیم دست آوردهایمان را حفظ کنیم.
در بسیاری از گفت وگوها از من پرسیده اند: آیا بر این باورم که وضعیت حجاب در جامعه ما بحرانی و نگران کننده است که پاسخ من منفی است. وضعیت ما بحرانی نیست و فکر نمی کنم اتفاق های ناگواری در این زمینه، در جامعه مان رخ داده است. با وجود کاستی ها و اشکال هایی که در این مورد و دیگر موردها وجود دارد، به وضعیت حجاب و عفاف در جامعه امروز ایران نمره قبولی می دهم.
اگر شما این پدیده را یک معضل و چالش می دانستید، پرسش بعدی من این بود که آیا این معضل را ناشی از دوران گذار می دانید که به دلیل نوع ارزیابی شما، باید پرسید شرایط فعلی را چگونه تحلیل می کنید؟ صورت و ظاهر جامعه را از نظر پوشش تحت تأثیر چه عواملی می بینید؟ آیا تحت تأثیر تغییرهای نسلی هستیم یا تحت تأثیر مجموعه عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی؟ آیا شرایط با زمانی که زنان ما حجاب را در برابر رژیم پهلوی، به عنوان پرچم عصیان و عزت برگزیدند، فرق دارد و باید دنبال هویت دیگری برای زنان بود یا... . به هر حال باید برای این وضعیت جامعه مان توضیح و تعریفی داشته باشیم.
ببینید، خیلی ها ممکن است درباره حجاب، این حد از پایبند نبودن یا عدم رعایت کامل حجاب در جامعه را نپذیرند و آن را قابل قبول ندانند. در حالی که اگر ما موضوع را با همه جنبه ها و عوامل اثرگذار آن بررسی کنیم، درمی یابیم که وضع موجود برایمان قابل قبول است. من گاهی در نشست هایی با این موضوع روبه رو می شوم که آقایان می گویند به کشورهای خارجی، به ویژه کشورهای اسلامی سفر کرده ایم و دیدیم خانم ها باحجاب هستند و آن گونه که باید حجابشان را رعایت می کردند. این افراد وضعیت حجاب را در کشورهای دیگر، با وضعیت حجاب در ایران مقایسه و احساس نگرانی می کنند و می گویند چرا در ایران حجاب زنان این گونه نیست؟ در کشورهای اسلامی خانم ها دو گروه هستند. یک گروه خانم هایی که تقریبا به حجاب توجه دارند و به آن پایبندند و گروهی که بی حجاب اند. در آن کشورها گروه سوم وجود ندارد. بنابراین، پدیده حجاب را در برابر پدیده بی حجابی می بینیم. در آن جا زنان باحجاب را می بینند، از این رو احساس رضایت دارند. در حالی که من فکر می کنم، میزان رعایت حجاب در ایران، در مقایسه با همان کشورهایی که بیشترشان مسلمان هستند و گرایش به حجاب دارند، بیشتر است. بعید می دانم کشوری باشد که زنانش به اندازه زنان ایرانی به حجاب پایبند باشند.
این که چرا شکل های گوناگون حجاب در کشورمان وجود دارد، دلایل بسیاری دارد. با وجود نوعی پایبندی قانونی و ضابطه ای که برای رعایت حجاب داریم، خانم ها در سالیان گذشته، نسبت به انتخاب نوع پوشش و حجاب، تقریبا آزاد بوده اند. این وضعیت برعکس شایعه هایی است که وجود دارد و برخی تصور می کنند چون حجاب در ایران اجباری است، خانم ها ملزم و مجبور به رعایت نوع خاصی از پوشش هستند. ما دیده ایم که در سال های گذشته خانم ها در حجاب آزاد بوده اند.
همان طور که بسیاری از مقوله های انتخابی و اختیاری در زندگی، متأثر از عوامل بسیاری است، به طور طبیعی مقوله لباس هم این گونه است. در گزینش شکل لباس، رنگ لباس و... این عامل ها اثرگذارند. انتخاب و اختیار فرد حرف اول را می زند، ولی همین انتخاب و اختیار هم متأثر از فضایی است که در آن زندگی می کند و تحت تأثیر عوامل مختلفی است که با آن سر و کار دارد، اعم از عوامل فرهنگی ، اقتصادی، سیاسی و... . همه این ها در انتخاب فرد دخالت دارد.
با حاصل این دو نکته، به این نتیجه می رسیم که چرا ما شاهد تنوع پوشش و حجاب در ایران هستیم. خانم ها و دختر خانم ها، در عین حال که اصل حجاب را پذیرفته اند، حق انتخاب و اختیار هم در نوع پوشش خود داشته اند و البته این انتخاب آن ها متأثر از عوامل گوناگونی در جامعه بوده است. عوامل مختلف در این انتخاب اثر داشته و در نتیجه سبب تنوع در پوشش شده است. از این رو، در بسیاری از مواقع، وقتی درباره نوع پوشش و لباس صحبت می شود، همواره به این نکته اشاره می کنم که هرگز نباید نوع پوشش و لباس خانم ها که آن را در بحث حجاب تجربه کرده ایم، موضوعی مهم بدانیم و همواره دنبال آن باشیم که چرا این موضوع و این پدیده به این شکل درآمده است، زیرا این موضوع متأثر از عوامل مختلفی است که می تواند در انتخاب فرد اثر بگذارد.
به عوامل کلی فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی اشاره کردید. اگر اجازه دهید دقیق تر به عواملی مانند کم رنگ شدن بخش نظارتی و تربیتی خانواده ها یا ناتوانی نظام آموزشی کشور در نهادینه کردن فرهنگ حجاب و عفاف هم اشاره کنیم. صاحب نظران عواملی مانند عدم تبیین درست فلسفه حجاب از سوی مراکز حوزوی و نهادهای فرهنگی یا مشخص نبودن سیاست نظام در این زمینه و در نتیجه اقدام های افراطی یا تفریطی به تبع شرایط روز را دخیل می دانند و البته تبلیغات سوء دستگاه های فرهنگی بیگانه و ناکارآمدی رسانه ها در کشور را نیز بی تأثیر نمی بینند. نظر شما چیست؟
اگر دقت کنید پرسش های شما به جنبه های منفی نظر دارد. واقعا چه دلیلی دارد که ما روی لباس اشخاص نظارت داشته باشیم؟ معلوم است که یک فرد در گزینش رنگ و طرح لباسش آزاد است و چرا باید خانواده چنین کاری کند؟ اگر بخواهیم درست بحث کنیم باید به نقش والدین در زمینه تربیت فرزندان توجه کنیم و آیا نقش نظارتی والدین این است که حتی نوع لباس پوشیدن فرزندان را هم باید والدین انتخاب کنند یا این که باید در مسائل اساسی تری نقش نظارتی و هدایتی داشته باشند. طبیعی است که جوان یا نوجوان باید با آزادی و براساس سلیقه خود، لباسش را انتخاب کند.
اگر مقوله حجاب و عفاف را به عنوان پدیده ای مثبت در نظر بگیریم و بگوییم که نظام آموزشی ما تا چه اندازه در توسعه این مقوله مثبت رفتاری، موفق بوده، جای درنگ دارد. ما با دقت بر عوامل اثرگذار در رعایت حجاب، نقش عواملی مثل ایده های مبنایی انتخاب لباس را پررنگ می بینیم. فرض کنید مقوله مد، موضوعی است که انتخاب فرد را در برابر لباس تحت تأثیر قرار می دهد. بی گمان بیش تر افراد، چه زن و چه مرد در دوره های مختلف سنی، به مقوله مد توجه دارند، ولی این توجه شدت و ضعف دارد. ممکن است نوجوان ها و جوان ها بیش تر به مد توجه داشته باشند. البته مسائل تربیتی و اعتقادی مبنایی هم داریم که می تواند بر گزینش فرد در پوشش و لباس اثرگذار باشد. بنابراین، به هر میزان که هر کدام از این عوامل اثرگذاری بیش تری داشته باشند، نقش مهم تری را ایفا می کنند.
حالا اگر من بخواهم به این سؤال پاسخ دهم که آیا طرح حجاب و عفاف در نظام تربیتی ـ آموزشی و به طور خاص، در آموزش و پرورش ما موفق بوده یا نه، حتما پاسخم منفی است. البته این موضوع شاید به شکل های گوناگون قابل بررسی باشد.
درباره بخش دیگر پرسش شما که به تبیین فلسفه حجاب مربوط می شد که بحث خیلی مهمی است، باید بگویم، باید دید ما در این باره چقدر کار کرده ایم، یا مثلاً به دادن آزادی عمل به جوان ها و نوجوان ها که با رعایت اصل حجاب بتوانند به نیازهای جوانی و نوجوانی شان هم پاسخ دهند، توجه کرده ایم. جوان تنوع در رنگ و لباس را می پسندد. بنابراین، اگر همه این عوامل را کنار هم بگذاریم، فکر می کنم به این نکته برسیم که مواردی که برشمرده ایم، در واقع برابر با توسعه نیافتن مطلوب مقوله حجاب و انتخاب خوب لباس، چه برای دختران و چه برای پسران است. ما حجاب را برای دختران و لباس را برای پسران در نظر می گیریم. بی گمان ما از این جهت نقص هایی داشته ایم. خوش بختانه در سال های اخیر در نظام آموزشی ـ تربیتی به این کاستی ها، کمبودها و خلأها توجه شده و حرکت هایی هم خوش بختانه شکل گرفته و امیدواریم بتوانیم مقداری از این نقص ها را برطرف کنیم.
در هر صورت فکر می کنید گسترش بدحجابی چه آثار و پی آمدهای فرهنگی و اجتماعی ای دارد؟
باید به فهم درست مسئله حجاب و عفاف توجه کنیم، زیرا موضوع بسیار مهمی است. ما با جامعه هایی که حجاب در آن ها سابقه نداشته، روبه رو هستیم. در جوامع غربی، عدم رعایت پوشش ـ یا اگر تعبیر عریانی درست باشد ـ عریانی سابقه فرهنگی دارد. در حالی که برخی کشورها همواره به حجاب نظر داشته اند. جوامعی که به حجاب توجه نداشتند، امروز به حجاب گرایش دارند. شاید نه به دلیل شکل آن، بلکه به دلیل آثار مثبتی است که این نوع پوشش دارد، آن را می پسندند.
باید به فلسفه نهفته در حجاب و عفاف نیک بنگریم و برای شفاف سازی آن بکوشیم. با دقت به آیه های قرآن کریم می بینیم که نگاه به زن و مرد، نگاهی برابر است، یعنی نگاه به انسان است و زن و مرد فرقی ندارند. یک نگاه عمومی و عام است و بیش تر قرآن درباره خودسازی افراد و مسائل اقتصادی و سیاسی سخن گفته است، ولی در برخی موردها شاهد نگاه ویژه قرآن هستیم. برای نمونه آیه هایی در قرآن است که تنها درباره زنان است و مهم ترین آن ها هم درباره نوع پوشش و حجاب زنان است.
آیا کسی بر این اساس می تواند بپندارند که خطاب قرآن کریم به زنان، تنها محدود به همین چند آیه است؟ بی گمان این گونه نیست. درست است که به نوع پوشش و حجاب زنان توجه شده، ولی مسئله مهم ترسیم وضعیت جایگاه زن در جامعه است. یعنی توجه به آسیب هایی که با وجود تأکید جدی قرآن بر حضور اجتماعی زنان ممکن است بر آنان وارد شود. بنابراین، حجاب دستورالعملی است که مانع می شود به زنان در اجتماع آسیب برسد و بی توجهی به آن تنها رعایت نکردن یک دستور ظاهری نیست، بلکه پی آمدهای منفی نیز به دنبال دارد که آسیب های آن به زنان بازمی گردد. من فکر می کنم این پی آمدها باید روشن شود.
پرسشی که معمولاً جوان ها و نوجوان ها درباره حجاب مطرح می کنند، این است که آیا حجابِ مورد نظر قرآن با زیبایی منافاتی دارد؟ آیا با زیبایی قابل جمع است؟ باید به ظرایف نیازهای جوانان دقت کنیم و برای آن ها پاسخ های دقیق بیاییم. به جوان ها می گوییم قابل جمع است تا آن جا که روح و فلسفه حجاب آسیب نبیند. به این نکته اشاره کردم تا بر روح و باطن حجاب تأکید کنم. تعلیم رفتارهای متناسب با فرهنگ حجاب بسیار مهم است. قرآن کریم به روش سخن گفتن خانم ها توجه می کند. سخن گفتن نشان دهنده رفتار است. پوشش و نوع لباس در واقع تعیین کننده وضعیت و موجودیت زن در جامعه است. حضور زن در جامعه، ارتباطات و فعالیت های اجتماعی او ممنوع نیست، ولی به شرطی که بر مبنای اسلام باشد. اگر قوانین اسلام رعایت شود، حضور زن برکت های بسیاری دارد، ولی اگر رعایت نشود، شما می بینید که یکی پس از دیگری ناهنجاری ها و به تعبیر قرآن مفسده ها ظهور می کند. رفتارهایی که برای زن و مرد و جامعه سودمند نیست.
مسئله اساسی این است و باید روی این نکته متمرکز شویم که کدام خانم پس از دریافت درست معنای حجاب و اثر مثبت آن در زندگی، می تواند حجاب را نادیده می گیرد. کیست که حجاب را درک کند و احساس خشنودی نداشته باشد. این همان حسی است که حتی امروزه در جوامع غربی دیده می شود و بسیاری از خانم ها به آن دست یافته اند و به رعایت حجاب روی آورده اند.
به دو نکته اشاره کردید. یکی این که قرآن کریم به نوعی رفتار تأکید کرده است که در فرایند رعایت آن، حجاب حاصل می شود. آیا می توان گفت این همان عفاف است و آیا می توانیم بگوییم قرآن بر عفاف تأکید دارد که حجاب یکی از مظاهر آن است؟
نکته دیگر، توجه زنان غربی به حجاب است. این توجه چه قدر می تواند به مصداق آن باشد که انسان را از هر چیز منع کنند، بیشتر بدان گرایش می یابد. یعنی تعارض جوامع غربی با حجاب و این که رعایت آن نوعی مبارزه منفی به شمار می آید، چه قدر در شکل گیری این گرایش اثرگذار بوده است؟
زنان غربی حجاب را نوعی هویت در برابر فرهنگی می ببیند که به آن ها تحمیل می شود. این خود یک امتیاز است. در حالی که عکس این در ایران اتفاق افتاده است، یعنی گاه فشاری که برای رعایت حجاب وارد می شود، نوعی بدحجابی را پدید می آورد. علت هم این است که خدا انسان را آزاد آفریده و نباید فراموش کنیم انسانی را که خدا آزاد آفریده، با هر تحمیلی به صورت فطری مبارزه می کند. خداوند این ویژگی را برای او آفریده است. یک نکته ظریف را نباید فراموش کنیم: انسان در برابر خدا باید چگونه باشد؟ من فکر می کنم انسانی که خود را مخلوق خدا می داند، برایش منع خدا از نوع منع انسانی نیست که حریص شود. چون در منع های الهی، حکمت و مصلحت را می بیند. چنین انسانی وقتی یک قدم به جلو برمی دارد، در می یابد که با خداست می تواند با رعایت قوانین الهی لذت ببرد. وقتی یک زن غربی می گوید من این حجاب را به عنوان تاج بندگی خدا می پذیرم و به آن افتخار می کنم، چنین حسی وجود دارد.
چرا در تربیت کودک می گویند پدر و مادر باید این هنر را داشته باشند که وقتی می خواهند فرزندشان را از چیزی نهی کنند، غیرمستقیم این کار بکنند. به گونه ای که نتیجه آن هدایت فرزند باشد و خودش بتواند راه درست را انتخاب کند. ما دقیقا همین حس کمبود را داریم. یعنی باید برای تربیتی فرزندان، روح و باطن احکام شرعی مانند حجاب را به آن ها نشان دهیم تا با روح احکام آشنا شوند و تنها قالب احکام را نشناسند. در این صورت است که رعایت حجاب لذت بخش می شود. متأسفانه ما در این زمینه موفق نبودیم و نتوانستیم آن روح را تبیین و منتقل کنیم و این اتفاقی است که باید رخ دهد.
باید بدانیم غریزه جنسی که در همه موجودها وجود دارد، برای انسان که موجود برتر آفرینش است، باید منتج به آثار تکاملی شود، یعنی غریزه ای که برای حیوان ها محدودیتی ندارد، برای انسان باید بستری ایجاد کند تا به معنویت برسد و رشد کند.
در واقع عفاف رعایت مرزها و حدودهایی است که زن و مرد باید به آن توجه داشته باشند. عفاف حدود و حریمی است که باید در ارتباط ها، رفتارها و تعامل های فردی رعایت شود. بنابراین، اگر این چند نکته را در کنار هم و به صورت حلقه های زنجیره، متصل ببینیم، به نکته های نویی پی می بریم.
در ارزیابی جوامع غربی گفته می شود که شأن انسان تا حد حیوان نزول کرده است، یعنی در مواردی زندگی افراد تنها ارضای شهوات است که منشاء اصلی این وضع سکس است که پی آمدهای منفی بسیاری دارد. آیا توجه به سکس در خور شأن انسانی است؟ چرا این وضعیت ایجاد شده است؟ به دلیل بروز و ظهور تمایل های انسانی، بدون توجه به جایگاه و تمایل های متعالی و معنوی انسان، این وضعیت ایجاد شده است. محصور کردن تمایل های انسانی، به شکل زندگی حیوانی، پی آمدهای منفی داشته و تا حد بحث هایی مانند قانونی شدن هم جنس گرایی در غرب جلو رفته است. در این حال، اگر درباره این همه ناهنجاری بی تفاوت باشیم، باید بپذیریم که جهان یک جنگل است.
به هر حال آنچه قرآن بدان اشاره دارد، عفاف است و در واقع عفاف پاکی جوشیده از درون است که در رفتار فرد متجلی می شود. پاکی درون است که در گفتار او دیده می شود. نوعی پاکی است که در لباسش تجلی پیدا می کند. اگر این پاکی درونی نباشد، ممکن است به ظاهر مشکلی نباشد، ولی زخم کهنه ای است که در رفتار او مشخص خواهد شد. این نکته بسیار مهمی است.
به نکته دیگری هم باید توجه داشت و آن این که وقتی مقوله حجاب و عفاف مطرح می شود، شهروندان به زنان می نگرند. در حالی که باید انسان را نگریست. شاید این نگاه، به این جهت است که زنان بر اساس ویژگی های فیزیکی خود باید حجاب را رعایت بکنند. ما باید به دنبال تحقق عفاف در جامعه باشیم و آن را برای همه افراد جامعه بخواهیم. جامعه ای که مردان آن عفیف باشند، زنان پوشیده و با حجاب دارد.
با این دیدگاه، سیاست ها و روی کردهایی را که برای گسترش حجاب و رویارویی با بدحجابی بوده، چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا به نظر شما این روند در سه دهه گذشته، دچار دگرگونی هم شده یا روندی یکنواخت و طبیعی داشته است؟
شاید یکی از کاستی ها این بوده که به یک موضوع مهم، به صورت مبنایی کم تر توجه شده است. ما بیشتر صوری با این موضوع برخورد کردیم و به عمق کم تر پرداخته ایم. یکی از کاستی های جدی ما درباره این موضوع، بی توجهی سیاست گذاری در سطح مبانی بوده است. البته این اتفاقی است که می تواند در موردهای دیگر هم به دلیل مشکلات بسیاری که پس از پیروزی انقلاب اسلامی برایمان ایجاد شد، رخ داده باشد که خوش بختانه با وجود روحیه انقلابی و کنترلی که نیروی عظیم انقلاب بر جامعه داشت، خود به خود اموری به خصوص در فضای فرهنگی تنظیم شد، ولی به هر حال با گذشت زمان، برخی مشکلات فرهنگی ناشی از ضعف های موجود بروز کرد. به همین دلیل، از پنج سال پیش تلاش شد تا سیاست های فرهنگی در این زمینه تبیین شود.
این که ارزیابی ام در این زمینه مثبت بوده، با تکیه بر بررسی هایی بوده است که انجام داده ایم. این بررسی ها نشان می دهد اگر براساس مبنایی درست حرکت کرده بودیم، شاید امروز در بحث توسعه حجاب وضعیت بهتری داشتیم. البته حالا هم اگر به آن چه در گذشته کسب کردیم، خوب توجه کنیم، می تواند به ما در توسعه فرهنگ حجاب و عفاف در آینده کمک کند.
خانم دکتر نوبخت، تفاوت نسل ها دراین زمینه چه قدر اثرگذار است؟ آنچه نسل ما وضعیت حجاب را در رژیم گذشته دید و حجاب در آن روزگار نشانه هویت و آزادی خواهی ما بود، ولی نسل امروز آن روزگار را تجربه نکرده است.
به نکته درستی اشاره کردید. نسلی که خیلی از ناهنجاری ها و رفتارهای منفی را دیده باشد و بتواند مقایسه کند، بهتر می تواند خوب و بد را برگزیند. با حضور در شرایط گوناگون می توان به تجربه دست یافت و گزینه های بهتر را برگزید. تجربه در مورد این که رفتارهای مثبت و منفی چه پی آمدهایی دارد، مهم است. به اضافه این که ما برای این نسل، نیاز به تمهیداتی برای تبیین بهتر موضوعات داشتیم، ولی به آن کم تر توجه کردیم. خیلی وقت ها فکر کردیم همه مسائلی که ما می دانیم، نسل امروز هم می داند و دچار غفلت شدیم. خود من وقتی سر کلاس با جوان ها و نوجوان ها صحبت می کردم، از یاد می بردم که این ها افرادی هستند که سال 57 متولد شده اند و خیلی از مسایل را نمی دانند و در این زمینه تجربه ای ندارند. همه ما در این زمینه غافل بوده ایم که غفلت مان اثر منفی داشته است. این بی توجهی از نسلی سرزده که بسیار آماده تر از نسل انقلاب بوده است، نسلی که از ما یاد گرفته عصیان گر و پرسش گر باشد و به آسانی هر چیز را نپذیرد. روحیه پرسش گری و ایستادگی را از ما آموخته است، ولی کجا پرسش گر بوده و ایستادگی کرده است؟ این نکته ای است که باید به آن نیک بنگریم.
آیا با همه این فراز و نشیب ها در سیاست ها و رویکردهای سه دهه گذشته، تغییر و تحولاتی داشته ایم؟
در سال های گذشته به سیاست گذاری و برنامه ریزی بیش تر توجه شد، ولی پیش از آن توجهی به برنامه ریزی در بخش مدیریت جامعه نداشتیم. خدا را شکر بیش تر مدیران خوب بودند و به هر حال کارها جلو رفته است، ولی مدیریت امور کم تر بر مبنای سیاست و بیش تر مبتنی بر درک مدیران و اولویت ها و ظرفیت های مورد نظر آنها بوده و حتی شاید بتوان گفت سلیقه ای بوده است.
در سال های اخیر شاهد اقدام های امیدوار کننده ای بوده ایم که این هم البته به طور طبیعی به خاصیت جوامع انقلابی باز می گردد که خود را از نو می سازند. برای نمونه ممکن است در ارزیابی ها گفته شود مردم ایران قانون پذیر نیستند یا مثلاً مدیران سیاست پذیری چندانی ندارند. شاید هم این به سال های انقلاب بازگردد، ولی حالا باید بر مبنای قانون حرکت کنیم. مدیران ما می بایست بپذیرند که براساس سیاست و نه سلیقه های فردی و گروهی کار کنند. اتفاقا مسئله حجاب و عفاف که مورد بحث ماست، جزو مقوله هایی است که گرفتار سلیقه ها شده است.
به ظاهر شورای فرهنگی - اجتماعی زنان سیاست های فرهنگی ای را برای بانوان تصویب کرده که بی گمان به موضوع مورد نظر ما هم اشاره دارد؟
بله.
ولی به آن عمل نشده است.
بله، سیاست هایی که حاصل سال ها مطالعه و کارشناسی شورای فرهنگی- اجتماعی بوده، حدود هفت سال پیش تهیه، سپس مبتنی بر آن، راهبردهایی تصویب شد، ولی مهم ترین مسئله این است که مقید باشیم، و این سیاست ها را اجرا کنیم. من شنیدم که در برخی نشست ها برای اطلاع رسانی به مدیران از وجود این سیاست ها، مدیر مربوط با استناد به معلومات خودش، کل سند و سیاست ها را زیر سؤال برده است.
این سیاست ها مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است. چه طور این گونه برخورد می کنند؟
ما نمی گوییم سیاست های تصویب شده، نقصی نداشته است، ولی به هر حال مصوبه است و می توانیم با اجرای آن ها به اشکال ها پی ببریم و در جریان حرکت، اصلاحشان کنیم. باید در یک چارچوب قابل بررسی و هماهنگ جلو برویم. برای نمونه باید صدا و سیما و آموزش و پرورش حرکت کنند تا بعد ارزیابی کنیم و اشکال هایشان را بیابیم. الان مهم ترین سفارش به مدیران، به ویژه در بخش فرهنگی یا مرتبط با آن این است که از اعمال سلیقه و اجتهاد بپرهیزند و سیاست ها را بر اساس برنامه اجرا کنند. چند سالی آن را اجرا کنند تا نقطه های ضعف و قدرت را پیدا کنیم. بعد آن را می توانیم اصلاح کنیم.
درباره این سیاست ها بیش تر توضیح دهید.
متن اولیه که در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب شد، به اصول و مبانی توسعه عفاف توجه داشت که فکر می کنم در دوزاده بند تنظیم شده است. رویکرد سند، به طور دقیق تعیین خطوط اصلی توسعه عفاف و حجاب به شکل ایجابی، تبیینی و هدایتی است. بعد متن دیگری مبتنی بر آن تهیه و تصویب شد که شامل راهبردهاست.
رویکرد کل مجموعه هم بر هدایت غیرمستقیم و تشویقی است. برای نمونه به صدا و سیما سفارش شده که زندگی زنان و مردان موفق در حوزه های خانوادگی و اجتماعی با چهره ای اخلاقی و پایبند به حجاب و عفاف به تصویر کشیده شود. شما در فیلم های غیرایرانی می بینید که چه طور با ظرافت ارزش های خود را مطرح می کنند. با بهره مندی از چنین قالب هایی، می توان روی افراد اثر گذاشت، زیرا شکل آن غیردستوری است.
بله. بهره مندی از تصویر و تلویزیون و سینما به دلیل ظرفیت ها و اثرگذاری آن بسیار تعیین کننده است و در عین حال دقت نظر ویژه ای را می طلبد. حجاب و عفاف یک امر درونی است، یعنی همان طور که اشاره کردید حس عفاف باید در رفتار تجلی یابد، ولی شاهد هستیم که در بسیاری تصویرها، تنها حجاب ظاهری به دلیل مجوز پخش رعایت می شود و رفتارها با ظاهر سازگار نیست. در واقع آن تصویر وقتی موفق است که واقعا حجاب از درون صاحب تصویر متجلی شود تا از نظر روحی و روانی بر مخاطب اثر بگذارد.
بی گمان همین طور است. یکی از حوزه هایی که شورا وارد شد، حوزه زن و سینما بود. حدود شش سال پیش، مباحث مفصلی در این زمینه داشتیم که حاصل آن جمع بندی شده است. البته برخی فکر کردند که چون شورای فرهنگی - اجتماعی زنان است، برای محدود کردن زنان به این بحث ها پرداخته ایم، ولی با مروری بر این سند همه چیز روشن می شود و من بسیار متأسفم که سندی با پشتوانه کارشناسی گسترده و عمیق و دقت بالا هنوز به تصویب شورای عالی نرسیده است. در آن سند همین نکته را گفته ایم که سینمای ما با سینمای جهان تفاوت ماهیتی دارد. تفاوت ما این نیست که مثلاً خانم ها در فیلم های آن سر دنیا عریان هستند و در این جا پوشش کاملی دارند. متأسفانه ما در این حد محدود شده و ظاهرگرا هستیم. کارگردان هایی را سراغ دارم با کارهای قابل قبول و خوب که در مسئله حضور زنان، به ظواهر پرداخته اند و کم تر روی شخصیت افراد متمرکز شده اند.
زن در سینمای ایران باید شخصیت ویژه ای داشته باشد و حضورش سبب شکل گیری عفاف و متانت شود، یعنی آن جا که برای دیگران ظاهر و جنسیت زن مطرح می شود، برای ما باید شخصیت حقیقی زن مطرح باشد، ولی متأسفانه این گونه نیست و با وجود رعایت پوشش، آن چه به دنبالش هستیم، وجود ندارد.
با این اوصاف، آیا نظام اسلامی می تواند نقشی در رویارویی با بدحجابی یا گسترش فرهنگ عفاف و حجاب داشته باشد یا این که در قالب جنبه های مردمی، مانند امر به معروف و نهی از منکر در سطح عموم باید دنبال حل موضوع بود؟
ببینید، حجاب را باید موضوعی فرهنگی دید و آن را تعمیم داد. اکنون باید پرسید، حکومت اسلامی می تواند فرهنگ جامعه را تغییر دهد یا نه؟ اگر جواب مثبت بود، ببینیم چه اثری باید بگذارد. معتقدم جمهوری اسلامی که بر مبنای خواست اکثریت مردم شکل گرفته، دولت را در امور فرهنگی مسئول می داند. به خاطر دارم اوایل انقلاب در کلاس ها مثالی می زدیم مبنی بر این که یک شهردار خوب نباید تنها در و دیوار شهر را تمیز نگه دارد، گل و گلکاری کند، برای رفاه شهروندان بکوشد و ... بلکه در این شهر زیبا و با نشاط باید انسان ها آرام و شاد باشند. از این رو، نظام جمهوری اسلامی در حوزه فرهنگ مسئول است، ولی آیا می تواند این حوزه را مدیریت کند؟ بله، می تواند این کار را انجام دهد. البته مدیریت فرهنگی به این معنا نیست که مانند یک فرمانده بگوید این بشود و آن نشود، بلکه مدیریت فرهنگی ظرافت هایی دارد و باید به این ظرافت ها دقت شود تا جامعه خود بتواند راه درست را بیابد. مثل مربیان مدرسه که باید با هنرمندی دانش آموز را به سمتی هدایت کنند که خیر او در آن است. برای این کار مربی باید خیر او را بشناسد و شرایطی را فراهم کند که فرد طالب خیر شود و خودش برای به دست آوردن خیر تلاش کند. این کاری است که باید اتفاق بیفتد و در بحث فرهنگ این نوع مدیریت اعمال شود.
چه راهکارها و سفارش هایی برای رسیدن به فرهنگ مطلوب حجاب و عفاف دارید و برای آن ها چه زمینه های فرهنگی ـ اجتماعی ای باید فراهم شود؟
نخست سفارش می کنم آقایان دست از طرح حجاب به طور صرف و تنها بردارند و برای اصلاح فرهنگی به طور اساسی بیندیشند. اگر در این وادی وارد شویم، تا اندازه ای کمبودهای مدیریت فرهنگی برطرف می شود. یقین دارم که در این صورت کاستی ها و کمبودهایی که درباره حجاب در جامعه وجود دارد، آرام آرام حل می شود. نمی دانم چه میزان این صحبت ها و زحمتی که دارید برای این همایش می کشید، به نتیجه می رسد. حجاب را باید به دور از فضاهای کلیشه ای که متأسفانه در جامعه ما زیاد رخ داده، بررسی کرد و به تعبیر امروزی ها در این زمینه به قالب شکنی رو آورد. باید بدون ملاحظه هر آنچه لازم است، بیان کرد. امیدوارم در این همایش با موضوع این گونه برخورد شود و نتایج مثبتی داشته باشد. ان شاء الله بزرگان غیر از مسئله حجاب به موضوع های بسیار مهم دیگری که درباره زنان در نظام جمهوری اسلامی مطرح است، توجه کنند.